تبليغاتX
سکوت پرصدا

بزرگ باشو عمیق! دریا حتی بعداز طوفان هم دریاست.

+ نوشته شده در  پنجشنبه 21 آبان1388ساعت 12:56  توسط کیانوش  | 

در زمان های قدیم پادشاهی قدرتمند زندگی میکرد که وزیران خردمند زیادی در خدمت داشت.

روزی این پادشاه با نارضایتی وزیران خود را فراخواند و به آنها گفت: احساس بسیار عجیبی دارم. دوست دارم انگشتری داشته باشم که حال مرا همواره یکسان نگاه دارد. روی نگین این انگشتر باید جمله ای حک شده باشد که وقتی ناراحت هستم مرا خوشحال کند و در عین حال هنگامی که خوشحال هستم و به این جمله نگاه میکنم مرا غمگین سازد.

وزیران خردمند همگی به فکر فرو رفتند و شروع به مشورت با یکدیگر کردند. در نهایت آنها تصمیم گرفتند انگشتری برای پادشاه بسازند که بر روی نگین آن این جمله حک شده باشد: " این نیز بگذرد "
+ نوشته شده در  جمعه 10 مهر1388ساعت 13:24  توسط کیانوش  | 

 داستان واقعی

اين يک داستان واقعي است که در ژاپن اتفاق افتاده.

شخصي ديوار خانه اش را براي نوسازي خراب مي کرد

(خانه هاي ژاپني داراي فضايي خالي بين ديوارهاي چوبي هستند)

 اين شخص در حين خراب کردن ديوار در بين آن مارمولکي را ديد که ميخي از بيرون دیوار به پايش فرو رفته بود

دلش سوخت و يک لحظه کنجکاو شد . وقتي ميخ را بررسي کرد متعجب شد ؛ اين ميخ ده سال پيش ، هنگام ساختن خانه کوبيده شده بود !!!

چه اتفاقي افتاده؟

در يک قسمت تاريک ، بدون حرکت ، مارمولک ده سال در چنين موقعيتي زنده مانده ؟!!!؟

چنين چيزي امکان ندارد و غير قابل تصور است !!!

متحير از اين مساله کارش را تعطيل کرده و مارمولک را مشاهده کرد.

مرد ژاپنی با خود میگفت : مارمولک در اين مدت چکار مي کرده؟ چگونه و چي مي خورده؟

همانطور که به مارمولک نگاه مي کرد يکدفعه مارمولکي ديگر، با غذايي در دهانش ظاهر شد !!!

مرد شديدا منقلب شد

در ذهن خود اینگونه تصور کرد :

ده سال مراقبت

چه عشقي!

چه عشق قشنگي!!!

اگر موجود به اين کوچکي بتواند عشقی به اين بزرگي داشته باشد پس تصور کنيد ما تا چه حد مي توانيم عاشق شويم.

+ نوشته شده در  جمعه 10 مهر1388ساعت 13:20  توسط کیانوش  | 

به خـــــــــــــــا طــــــــــــر  داشته باشید که مردم گفته های شما را فراموش می کنند، مردم اعمال شما را نیز از یاد خواهند برد.
ولی ،هرگز اساس تو را نسبت به خویش از خا طر نخواهند زدود.
+ نوشته شده در  جمعه 10 مهر1388ساعت 13:8  توسط کیانوش  | 

آن زندگی که به امید فردا بگذرد همیشه یک روز عقب مانده است

+ نوشته شده در  جمعه 10 مهر1388ساعت 13:6  توسط کیانوش  | 

دوست شایسته مثل عطر فروشه ، اگه چیزی از عطرش بهت نده ، بوی عطرش بهت میرسه

+ نوشته شده در  پنجشنبه 8 مرداد1388ساعت 1:0  توسط کیانوش  | 

داشتم وسط خرت و پرتام میگشتم که یه شعر جالب پیدا کردم . خوندنش بد نیست.


گدایان بهر روزی طفل خود را کور می خواهند

طبیبان جملگی مخلوق را رنجور میخواهند

همیشه مرده شویان راضی اند از مردن مردم

بنازم مطربان مخلوق را مسرور می خواهند

+ نوشته شده در  سه شنبه 23 تیر1388ساعت 0:39  توسط کیانوش  | 

دنیا خوابی است که اگر آن را باور کنی پشیمان می شوی.

+ نوشته شده در  جمعه 11 اردیبهشت1388ساعت 16:48  توسط کیانوش  | 

مثل ساحل آرام باش تا دیگران مثل دریا بی قرارت باشند.

+ نوشته شده در  جمعه 11 اردیبهشت1388ساعت 16:44  توسط کیانوش  | 

سلام بعد از مدتها

دوباره برگشتم تا بنویسم....

منو از نظراتتون با خبر کنید. برام ارزشمندند.

ضمنا سال نو هم مبارک-هرچند که دیر شده!

+ نوشته شده در  پنجشنبه 27 فروردین1388ساعت 16:19  توسط کیانوش  |